«مروّت»، سیره امام علی(ع)

وقتی از مروّت می گوییم به ناگاه نام مردی در ذهنمان تداعی می شود که یکّه تاز میدان مروّت بوده است. امام علی(ع) جوان مردی است که در تصدیق جوان مردی اش نه تنها اهل زمین بلکه فرشتگان عالم نیز بارها فریاد «لا فتی الاّ علیّ» سرداده اند.

در جریان آن هجرت تاریخی، بعد از آگاهی پیامبر از نقشه مشرکان باید کسی در بستر ایشان می خوابید تا مشرکان را گمراه کند. در این میان چه کسی است که حاضر شود جان خود را فدای پیامبر نماید؟ البته رسول اکرم(ص) بهتر می داند اگر قرار بر هجرت باشد، تنها کسی که در این راه، جانبازی خواهد کرد علی(ع) است. از این رو پیامبر(ص) مسئله را با یار دیرینه اش در میان می گذارد و جوابی جز اطاعت امر نبی و جانبازی در راه دین از علی(ع) نمی شنود.(13)

در حدیث است که رسول اکرم(ص) نشسته بود که نیازمندی برخاست و طلب چیزی کرد. رسول خدا(ص) رو به سوی یاران کرد و گفت: «با وی جوان مردی کنید». علی(ع) برخاست و رفت. چون آن نیازمند بازآمد، یک دینار و پنج درهم و یک قرص نان داشت. پیامبر خدا از علی(ع) پرسید: «ای علی! این چه حال است». گفت: «چون نیازمند درخواست کرد، بر دلم گذشت که او را قرص نان دهم، باز در دلم آمد که پنج درهم به وی بدهم و باز بر خاطرم گذشت که یک دینار به او بدهم. پس روا نداشتم که آنچه به خاطرم فراز آمد و بر دلم بگذشت، انجام ندهم. در این حال، رسول خدا(ص) فرمودند: «جوان مردی به جز علی نیست...».(14)

این تنها گوشه ای از تصدیق پیامبر بود. اما جوان مردی علی(ع) بارها در میدان نبرد مورد تصدیق فرشتگان قرار گرفته است. در طی جنگ بدر و جنگ احد، طبق شهادت بسیاری از اصحاب و حتی کفار، صدایی از آسمان شنیده شد که می گفت: «لا فتی الاّ علیّ لا سیف الاّ ذوالفقار».(15)

تصدیق پبامبر خدا و فرشتگان که مدافع حقیقت اند هرچند از اهمیت والایی برخوردار است اما آنچه موجب شگفتی برای ماست، تصدیق مشرکان در جوان مردی علی(ع) است.

امام علی(ع) بعد از کشتن عمرو بن عبدود، او را به حال خود رها کرد در صورتی که روایت شده بر تن عمرو، زره گران بهایی بود که خلیفه دوم، امام علی(ع) را به خاطر بی تفاوتی نسبت به آن، سرزنش کرد. وقتی خواهر عمرو از این جریان آگاه شد، گفت: هرگز از کشته شدن برادرم تأسف نمی خورم؛ زیرا به دست یک فرد کریم و جوان مرد کشته شده است.(16)

در جایی دیگر روایت شده که علی(ع) با مردی از مشرکان می جنگید. مشرک گفت: «ای پسر ابوطالب! شمشیرت را به من ببخش». علی(ع) آن را به سویش پرتاب کرد. مشرک گفت: «شگفتا! در چنین شرایطی شمشیرت را به من می بخشی؟!». فرمود: «ای مرد! تو دست نیاز به سوی من دراز کردی و از جوان مردی نیست که درخواست کسی را رد کنی». مشرک، خویش را بر زمین افکند و گفت: «این، روش دینداران است». پای علی(ع) را بوسید و اسلام آورد.(17)

همچنین شعرای بسیاری جوان مردی مولا علی(ع) را به نظم درآورند، حتی اهل سنت نیز ابیات خود را با نام و سیره امام علی(ع) مزیّن نموده اند.

شیخ اجل سعدی در مدح امام می فرماید:

کس را چه زور و زَهْره که وصف علی کند؟

جبّار در مناقب او گفت: «هل أتی»

زورآزمای قلعه خیبر که بند او

در یکدگر شکست به بازوی «لا فتی»(18)

همچنین عطار نیشابوری نیز چنین عرض ارادت می نماید:

«لافَتی الاّ علی»ش از مصطفی است

وز خداوند جهانش «هل أتی» است

از دو دستش «لا فتی» آمد پدید

وز سه قرصش «هل أتی» آمد پدید.(19)